مناجات باخدا
الهي يكتاي بي همتايي،قيوم توانايي، برهمه چيزبينايي،درهمه حال دانايي،ازعيب مصفايي،ازشرك مبرايي،
اصل هر دوايي،داروي دل هايي،شاهنشاه فرمانفرمايي،معززبتاج كبريايي،بتورسدملك خدايي.
الهي نام توماراجواز، مهرتوماراجهاز،شناخت توماراامان،لطف توماراعيان.
الهي ضعيفان راپناهي،قاصدان رابرسرراهي،موءمنان راگواهي،چه عزيزاست آن كس كه توخواهي.
الهي اي خالق بي مددواي واحدبي عدد،اي اول بي هدايت واي آخر بي نهايت،اي ظاهربي صورت واي باطن بي
سيرت،اي حي بي ذلت اي معطي بي فطرت واي بخشنده بي منت.
اي داننده رازها،اي شنونده آوازها،اي بيننده نمازها،اي شناسنده نامها،اي رساننده گامها،اي مبراازعوايق، ايمطلع
برحقايق، اي مهربان برخلايق، عذرهاي مابپذير كه توغني ومافقيروبرعيب هاي مامگير كه توقوي وماحقير،ازبنده
خطا آيدو ذلت وازتوعطا آيد ورحمت.الهي اي كامكاري كه دل دوستان دركنف توحيد توست واي كه جان بندگان در
صف تقدير تواست،اي قهاري كه كس رابه توحيلت نيست ، اي جباري كه گردن كشان را باتو روي مقاومت نيست ،
اي حكيمي روندگان توراازبلاي توگريز نيست، اي كريمي كه بندگان را غيراز تو دست آويزنيست، نگاه دارتاپريشان
نشويم ودرراه آرتاسرگردان نشويم،
الهي درجلال رحماني ،دركمال سبحاني، نه محتاج زماني ونه آرزومندمكاني، نه كس به تو ماند ونه به كس ماني،
پيداست كه درميان جاني، بلكه جان زنده به چيزيي است كه تو آني
الهي كجابازيابيم آنروز كه تو مابودي من نبودم ، تابازبه آن روزرسم ميان آتش ودودم...الهي ازآنچه نخواستي چه
آيدوآنچه راكه نخواندي كه آيد،ناكشته را ازآب چيست وناخوانده راجواب چيست
تلخ راچه سوداگرش آب خودش درجواراست وخار راچه حاصل ازآن كه بوي گل دركناراست.
الهي هركه توراشناخت وعلم مهرتوافراخت هرچه غيراز توبود بينداخت.
الهي، آن كس كه توراشناخت جان راچه كند
فرزندو عيال و خانمان راچه كنـــــد
ديوانه كني هردو جهانش بخشي
ديوانه تو هردو جهان را چــــه كند.
اصل هر دوايي،داروي دل هايي،شاهنشاه فرمانفرمايي،معززبتاج كبريايي،بتورسدملك خدايي.
الهي نام توماراجواز، مهرتوماراجهاز،شناخت توماراامان،لطف توماراعيان.
الهي ضعيفان راپناهي،قاصدان رابرسرراهي،موءمنان راگواهي،چه عزيزاست آن كس كه توخواهي.
الهي اي خالق بي مددواي واحدبي عدد،اي اول بي هدايت واي آخر بي نهايت،اي ظاهربي صورت واي باطن بي
سيرت،اي حي بي ذلت اي معطي بي فطرت واي بخشنده بي منت.
اي داننده رازها،اي شنونده آوازها،اي بيننده نمازها،اي شناسنده نامها،اي رساننده گامها،اي مبراازعوايق، ايمطلع
برحقايق، اي مهربان برخلايق، عذرهاي مابپذير كه توغني ومافقيروبرعيب هاي مامگير كه توقوي وماحقير،ازبنده
خطا آيدو ذلت وازتوعطا آيد ورحمت.الهي اي كامكاري كه دل دوستان دركنف توحيد توست واي كه جان بندگان در
صف تقدير تواست،اي قهاري كه كس رابه توحيلت نيست ، اي جباري كه گردن كشان را باتو روي مقاومت نيست ،
اي حكيمي روندگان توراازبلاي توگريز نيست، اي كريمي كه بندگان را غيراز تو دست آويزنيست، نگاه دارتاپريشان
نشويم ودرراه آرتاسرگردان نشويم،
الهي درجلال رحماني ،دركمال سبحاني، نه محتاج زماني ونه آرزومندمكاني، نه كس به تو ماند ونه به كس ماني،
پيداست كه درميان جاني، بلكه جان زنده به چيزيي است كه تو آني
الهي كجابازيابيم آنروز كه تو مابودي من نبودم ، تابازبه آن روزرسم ميان آتش ودودم...الهي ازآنچه نخواستي چه
آيدوآنچه راكه نخواندي كه آيد،ناكشته را ازآب چيست وناخوانده راجواب چيست
تلخ راچه سوداگرش آب خودش درجواراست وخار راچه حاصل ازآن كه بوي گل دركناراست.
الهي هركه توراشناخت وعلم مهرتوافراخت هرچه غيراز توبود بينداخت.
الهي، آن كس كه توراشناخت جان راچه كند
فرزندو عيال و خانمان راچه كنـــــد
ديوانه كني هردو جهانش بخشي
ديوانه تو هردو جهان را چــــه كند.
+ نوشته شده در شنبه نهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 0:16 توسط احمدعلی محمدی
|